قیافه های عجیب .. دل های عجیب

ریش های عجیبش ، چهره متفاوتش ، اون پیپ همیشگی و کیف قهوه ایش نشونیش بود ..
همیشه یه گوشه دانشگاه می شد پیداش کرد .. در حال فکر کردن و پیپ کشیدن !
امروز نزدیکای پاتوقش دیدمش .. یه قرآن دستش بود و داشت برای 2 تا از بچه ها تفسیر می کرد !!
اصلا ً باور کردنی نبود ..
باز هم یادم باشه که الکی قضاوت نکنم ...

/ 2 نظر / 13 بازدید
محمد

شاهین جان سلام با این قالب نوشتنت بسی حال کردم مصرع: ساقیا حال نمودیم قدحت پر می باد کوتاه نوشتن و ساده نوشتنت پراثر و کوبنده ست ادامه بده...

سپیده دم

پیش قضاوت واقعاَ بده !! این مشکل ما آدماست (منظور خودمم) که تنها با دیدن ظاهر آدما به خودمون اجازه میدیم که هر پیش قضاوتی را در موردشون بکنیم !! باز مشکلو همون آدم(همون خودم)ا اینه که به جای داخل بینی ، بیشتر خارج بین هستند و تقریباَ نا بینا[گل][گل]